گر چه میدانم قسم خوردن به جانت خوب نیست
گر چه میدانم قسم خوردن به جانت خوب نیست
هم به جان تو که یادم نیست سوگند دگر
نظیری نیشابوری
*****
وفا داری مجوی ازگردش گیتی که کار او
همه شب بزم چیدن باشد و هرصبح برچیدن
ابولقاسم حالت
نیست تدبیری بجز زنجیر هر دیوانه را
منکه از زنجیر او دیوانه ام تدبیر چیست
نیاز جوشقانی
*****
روزی که کلک تقدیر در پنجه ی قضا بود
بر لوح آفرینش، غم سرنوشت ما بود
غبار همدانی
*****
دیروز دلم بی تو گرفتار بلا بود
فردای من ای کاش چو دیروز نگردد
ابولحسن ورزی
*****
جز تیره گی شام فراقت که دلم سوخت
هر شام ز پی مژده ی شام و سحری داشت
رويا ميرزا زاده
*****
ساقی بیار جامی وز خلوتم برون کش
تا در بدر بگردیم قلاش و لاابالی
حافظ
*****
جان نا قابل من قابل قربان تو نیست
ورنه دلبستگیم هیچ بجان جان تو نیست
محیط قمی
*****
سر بر دم تیغ تو نهادیم به مردی
کس نیست در این عرصه به مردانگی ما
فروغی بسطامی
*****
به خواب بود رخش خواستم نظاره کنم
صدای پای خیالم نمود بیدارش
؟؟؟
*****
ﻛﺎﺵ ﻣﻴﺎﻭﺭﺩ ﻣﺴﺘﯽ ، ﻫﺮ ﺣﺮﺍمی ﭼـﻮﻥ ﺷـﺮﺍﺏ
ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻴﺸﺪ ﺩﺭ ﺟﻬـﺎﻥ ﻫﻮﺷﻴـﺎﺭ ﻛﻴـﺴﺖ
لاادری
*****
زیر تیغ جفای او از دل
رفتم آهی کشم وفا نگذاشت
صباحی بید گلی
*****
همه ی سهم من از عشق تو غم بود ولی
دوست دارم کـه تو را شاد ببينم اي دوست
سلمان هراتی
*****
مي خورد خون بيشتر هر كس بود آگاه تر
دستگاه غم به قدر دستگاه بينش است
صائب تبريزی
*****
توآن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم
به جانت چشم زخم آید چومی گویند تحسینت
محمدعلی بهمنی
*****
گفتمش دل به خم زلف تو در قید بماند
گفت دیوانه همان به که مقید باشد
هلالی جغتایی
*****
دیدم چو رخش گفتم از این به نتوان بود
بار دگرش دیدم و گفتم به ازآن است
نظام وفا
*****
تا میتوان گرفتن ای دلبران به گردن
در دست و پا مریزید خون حلال ما را
صائب تبریزی
*****
هنوز از درد و داغ ماتم فرهاد خونین دل
صدا از خون دل آغشته ، باز از بیستون گردد
صائب تبریزی
*****
گر بگذری به خاکم و گوئی ترا که کشت
فریاد خیزد از کفنم کآرزوی تو
سنا
*****
گرچه ياران همه از شادي ما غمگينند
بــاز شاديم که يـاران ز غم ما شادند
قيصر امين پور
*****
به مژگان ، بیستون را آنچنان از پیش بردارم
که صد فریاد از فرهادِ زرین چنگ برخیزد
صائب تبریزی
*****
ای فلک اندوه شیرین بر دل خسرو منه
کاین بضاعت را خریداری به از فرهاد نیست
جامی
*****
رفتی وبردی همه آرام دلها ای دریغ
جز تو ای آرام جان ما را دلارامی نبود
سنا
*****
باران گیسوان تو بر شانهات که ریخت
هر حلقه یک غزل شد و هر چین قصیدهای
قاسم صرافان
*****
آن را كه خلق خوش هست، تنها نمی گذارند
كی بي حريف ماند، رندی كه خوش قمارست
صائب تبريزي
*****
هرجا که رسیدیم و ز هرجا که گذشتیم
جز روی توام دوست ندیدیم مقابل
نظام وفا
*****
ای گل مشو شکفته و برخویشتن مبال
از جامهای که هفته ی دیگر کفن شود
میرزا محمد افضل (سرخوش)
*****
هر قطره که در پرده ی شب ریخت ز چشمم
چون شبنم گل آینه روی چمن شد
صائب تبریزی
*****
کمان چون پیش ابرویش بدعوی رفت از خجلت
تهی کرد آن چنان قالب که آوردند بردوشش
غنی کشمیری
*****
برسرم از لطف آمد یار وهمراهش رقیب
با اجل آمد ببالینم پس ازعمری طبیب
بهادریگانه
*****
آن طره که هر جعدش صـد نافه ی چیـن ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
حافظ
*****
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه ی، وحشی شکاریم
شهریار
*****
سالکی گفتا چه داری آرزو گفتم سکوت
معنی صد نکته را در یک سخـن پیچیده ام
معیني کرمانشاهی
*****
یادگار من دلخسته ی مسکین با تو
آن دل شیفته حالست نکو میدارش
خواجوی کرمانی
*****
تا به پای دار آمد از پی ام شیون کنان
هیچ جا در حق ما زنجیر کوتاهی نکرد
باقر کاشی
*****
یک صنم بهرپرستش در تمام عمر ما
هیچ جا پیدا نشد هرچند ما کافرشدیم
امیری فیروزکوهی
*****
کسیکه با سخن عشق آشنا باشد
شناسد از همه ره بانگ آشنای مرا
صا د ق سرمد
*****
گفتی که عهد مهر کنم با تو و هنوز
پیمان نسبته رشته الفت گسسته ای
حقیقت بخارایی
*****
دل گرچه هست صدرنشین بی هوای تو
در تنگنای سینه بود در مصادره
خواجوی کرمانی
*****
در طلب وصال تو تاب ندارد این دلم
غمزه چشم تو مرا کرده مرید بی شکیب
میثم صدقی
*****
دل غمگین مرا گر چه بتاراج ببرد
شادمانم که وطن در دل غمگین دارد
خواجوی کرمانی
*****
چشمت بتیرغمزه دلم را نشانه کرد
این لطف هم که کرد بمستی بهانه کرد
جیحون یزدی
*****